الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
538
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
بعد دشمنى كه براى رزم او شبانه روز راه نور ديديد نزديك شما آمد پس صادقانه بكوشيد و شكيبايى كنيد كه خداى با صابران است و هيچيك از شما پشت به جنگ نكنند مگر به قصد آنكه از سوى ديگر تازد يا به دستهاى از ياران خود پيوندد و آن دشمن را كه پشت كند و بگريزد نكشيد و خستگان را به حال خود گذاريد و قصد جانشان نكنيد و اسيران را مكشيد مگر آنان كه پس از اسير شدن باز دست به تيغ برند كه سيرت على عليه السّلام با اهل دعوت باطله اين بود . بازگفت : اگر من كشته شوم امير شما مسيّب بن نجبه است و اگر او كشته شود امير عبد اللّه بن سعد بن نفيل است و اگر او هم به شهادت رسد عبد اللّه بن وال و پس از او رفاعة بن شداد . و خدا رحمت كند آن را كه بر پيمان خويش با خدا استوار باشد . ( 1 ) آنگاه مسيّب را با چهار صد سوار بفرستاد و گفت : روانه شو تا پيش لشكر ايشان رسى بر مقدمهء آن حمله بر اگر كار بر وفق مراد رفت فبها و گرنه بازگرد و مبادا پياده شوى يا بگذارى يكى از همراهان تو پياده شود يا تنها با يكى از افراد دشمن روبرو گردد مگر چارهاى از آن نباشد . پس مسيب آن روز و شب برفت و سحر فرود آمد و چون بامداد شد ياران خويش را به هر سوى فرستاد تا هر كه را ببينند نزد او آرند . پس مردى بيابانى آوردند خر مىچرانيد پرسيد : از لشكريان شام كدام با ما نزديكترند ؟ گفت : به شما نزديكتر سپاه شرحبيل بن ذى الكلاع است كه يك ميل از تو دور تر است و او با حصين اختلاف دارند حصين مىگويد : سرهنگ سپاه منم و شرحبيل مىگويد : منم . و اكنون منتظر فرمان ابن زيادند او با مسيب و همراهان بشتافتند ناگهان بر سر آنها ريختند و بر يك جانب لشكر حمله كردند و آن سپاه بشكست و مسيب مرد بسيار كشت و خسته بسيار كرد و چهار پايان فراوان بگرفت و شاميان لشكرگاه را رها كردند و بگريختند و ياران مسيب هر چه خواستند به غنيمت گرفتند و با مال بسيار نزد سليمان بازگشتند . ( 2 ) خبر به ابن زياد رسيد حصين بن نمير را شتابان بفرستاد با دوازده هزار مرد و اصحاب سليمان به مبارزهء آنها بيرون شدند . چهار روز مانده از جمادى الاولى ( و در طبرى گويد : چهارشنبه هشت روز مانده از جمادى الاولى و آنكه در متن كتاب است تصحيف است و به حساب نجومى اين روايت طبرى صحيح است ) بر ميمنه عبد اللّه بن سعد را امير كرد و بر ميسره مسيّب بن نجبه را و سليمان خود در قلب بايستاد و حصين بن نمير بر ميمنه جبلة بن عبد اللّه و بر ميسره ربيع بن محارق غنوى را امير ساخت و چون نزديك يكديگر رسيدند